مصاحبه ای در مورد تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت

مصاحبه ای در مورد تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت

گروه اقتصادی مشرق – از جزئیات تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت می‌گوید، الگویی که به گفته او تقریبا در مراحل پایانی است و به زودی از آن رونمایی می‌شود. رییس امور تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت خود را اینگونه را معرفی می‌کند: “رضا معصومی راد هستم، دکترای جامعه شناسی، از دوستان و همکاران قدیمی آقای نوبخت.”

او در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار اقتصادی مشرق، در توضیح اینکه چرا یک جامعه شناس به جای یک اقتصاددان بر سر این مسند نشسته است می‌گوید: “ما در مرکز تحقیقات استراتژیک همکار آقای دکتر نوبخت بودیم و ایشان مطالعات، پروژه‌ها و فعالیت‌های ما را دید. ما با جمع کثیری از اقتصاددان و اساتید اقتصاد و حوزه‌ی جامعه‌شناسی ارتباط داریم. در واقع به نوعی، علایق بین‌رشته‌ای در ما شکل گرفته است.”

دکتر معصومی راد درباره ویژگی های الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت گفت: “این یک سند فرادست برنامه و از جنس سیاست‌های کلی است که برنامه از آن الهام می‌گیرد. طبق قانون ما مکلف به تهیه‌ی چنین برنامه‌ای بودیم و آن را تهیه کردیم و سند را به دفتر اغلب مراجع ارسال کردیم تا تایید آنها را نیز برای جمع بندی نهایی بگیریم.

گفتگوی تفصیلی خبرنگار اقتصادی مشرق را با دکتر رضا معصومی راد رییس امور تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت بخوانید.

“تجربه‌ی گذشته نشان می‌دهد که این دستگاه برنامه ریزی کشور تا امروز کارنامه‌ی قبولی نگرفته است.”

شما به عنوان رییس امور تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت چه مأموریتی در این مرکز دارید؟

همان طور که مطلع هستید، سازمان‌هایی که متولی برنامه‌ریزی در کشورند، با این الزام در ابعاد مختلف مواجه هستند که باید نکاتی مانند اقتضائات بومی، فرهنگی، گفتمانی و هویتی را مورد توجه قرار دهند و تضمین کنند که برای پیشرفت کشور نه تنها از اهداف و آرمان‌های اساسی عدول نخواهند کرد، بلکه با تمام وجود برای تحقق آن اهتمام خواهند ورزید.

پس دستگاه برنامه‌ریزی پیشرفت کشور باید با توجه به هدف‌گذاری نظام، مسیر پیشرفت را ریل‌گذاری کند. تجربه‌ی گذشته نشان می‌دهد که این دستگاه تا امروز کارنامه‌ی قبولی نگرفته است. به بیان دقیق،گاهی به آرمان‌ها و ارزش‌ها نعل‌به‌نعل توجه کرده و گاهی از آن‌ها فاصله گرفته است.

به هر حال، در پایش عملکرد دستگاه برنامه‌ریزی باید بتوان با اطمینان ادعا کرد که چارچوب ها و آرمان‌ها، برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی است. بنابراین چنین ضرورتی از ابتدا مطرح بوده است. لذا من فکر میکنم ما ضعف اساسی در نظام برنامه ریزی کشور داشتیم که الان هم وجود دارد.

آیا این الزام در ابتدای انقلاب هم وجود داشت؟

بله. در واقع، تمام دستگاه‌ها و نهادها در راستای تحقق همین هدف تلاش می‌کردند.

اما به نظر می‌رسد موفق نبودند.

واقعیت این است که این نیاز احساس می‌شد که چنین ضرورتی به صورت نهادمند، قانونمند و با تکیه بر چارچوب‌های اداری دنبال شود و به تصمیمات فردی متکی نباشد. یعنی یک دستور روی میز قرار بگیرد و برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران با وظایف و تکالیف کاملاً قانونی بتوانند آن را دنبال کنند.

بر مبنای این ضرورت، به تدریج از برنامه‌ی پنجم توسعه مقدمات شکل‌گیری چنین دفتری در دولت فراهم شد.

به نظر می رسد این الزام در پنج برنامه‌ی گذشته هم وجود داشت،قوانین توسعه وحتی سند چشم‌انداز 20 ساله نوشته و ابلاغ شد؛ ولی متأسفانه به هیچ کدام توجه نشد. چه تضمینی وجود دارد که الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت (که شما مسئول آن هستید)کارآیی داشته باشد؟

آنچه در این مأموریت دنبال می‌شود، ایجاد یک ظرفیت سیاستی، تقنینی و کارشناسی است تا اظهارنظرهای کارشناسی خود را اعلام ‌کند و آن‌ها را نافذ ‌نماید. در واقع، این ظرفیت کارشناسی نظارت می‌کند که برنامه‌ریزی‌ها، سیاست‌گذاری و هدف‌گذاری‌ها بر مبنای گفتمان و آرمان‌های بنیادین نظام صورت گیرد؛ بودجه و منابع به آن تخصیص یابد؛ سپس بر عملکرد توسعه و پیشرفت کشور مطابق آن، نظارت ‌شود.

اظهارنظرهای این ظرفیت کارشناسی باید در تحلیل، قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری اعمال شود و در مواقع لزوم، هشدارها و گزارش‌ها را ارائه ‌نماید.

نهاد سازمان مدیریت یا نهاد برنامه در چند دهه‌ی اخیر عملکرد موفقی نداشته و عده‌ای معتقدند که ساختار آمریکایی و انگلیسی دارد. این نهاد چگونه می‌تواند الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را طراحی کند؟

معمولاً گاهی به منشور یا گزارشی رفرنس می‌دهند که متعلق به مشاورین هاروارد است.

مشاورین هاروارد به آن‌ها گفته‌اند که یکی از آسیب‌های دستگاه برنامه‌ریزی کشور،حاکم بودن نگاه اقتصادی و مهندسی صرف است؛ در حالی که باید نگاه اجتماعی و فرهنگی را وارد کنید.

آن‌ها گفته‌اند آسیب شما این بوده که نگاه شما کاملاً پوزیتیویستی و اقتصادی است. بر طبق نگاه اجتماعی و فرهنگی، مردم این جامعه دارای فرهنگ، ارزش‌ها، اعتقادات، هویت و تاریخی هستند و شیوه‌ی خاصی از زندگی در طول زمان در این سرزمین نهادینه شده است. مردم سرزمین‌های مختلف به لحاظ ذهنیت و فرهنگ تفاوت‌هایی دارند و نمی‌توان نسخه‌ی واحدی برای توسعه‌ی آن‌ها پیچید.

به نظر بنده، این حرف صحیحی است که چهار دهه از عمر آن می‌گذرد. پس، چهار دهه پیش در تمام دنیا این امر پذیرفته شد که الگوها و مدل‌های توسعه در هر کشور مبتنی بر اقتضائات بومی است و غرب نباید الگوی توسعه‌ی خود را به یک کشور دیگر تحمیل کند.

متأسفانه در دستگاه‌ها و فضاهای تخصصی کشور ما هنوز نگرش‌های پوزیتیویستی حاکم است. به همین دلیل، یکی از وظایف اصلی ما گفتمان‌سازی است. یعنی باید این گفتمان را در کشور رواج دهیم. نگاه‌های کمّی و پوزیتیویستی بسیار مقاوم‌اند و به راحتی به اقتضائاتی که خدمت شما عرض کردم، تن نمی‌دهند.

“من معتقدم که نگرش‌های پوزیتیویستی در محافل آکادمیک آمریکا مدت‌هاست رها شده؛ اما ما هنوز در اینجا آن را رها نکرده‌ایم. یعنی عده‌ی پرشماری در کشور ما وجود دارند که با وجود گذشت سه دهه، هنوز با تحولات فکری و معرفت‌شناسی دنیا فاصله دارند. “

بنابراین این ادعا که بدنه‌ی ما آمریکایی است، حرف درست ودقیقی نیست؛ چون منتقدان و فلاسفه و متفکران غربی متعددی وجود دارند که نگاه‌های کاپیتالیستی و لیبرالیستی را نقد می‌کنند.

من معتقدم که نگرش‌های پوزیتیویستی در محافل آکادمیک آمریکا مدت‌هاست رها شده؛ اما ما هنوز در اینجا آن را رها نکرده‌ایم. یعنی عده‌ی پرشماری در کشور ما وجود دارند که با وجود گذشت سه دهه، هنوز با تحولات فکری و معرفت‌شناسی دنیا فاصله دارند.

در اینجا نوعی معرفت‌شناسی ساینتیستی مطلق‌گرایانه حاکم است که معتقد است علم به صورت کاملاً روشمند و دقیق، قوانین عام و جهان‌شمول را در تمام حوزه‌ها از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، فرهنگ و سیاست کشف می‌کند و حلّال مشکلات است.

شما این دیدگاه را قبول دارید؟

خیر. این رویکرد با دخالت اقتضائات بومی و فرهنگی در سیاست‌گذاری توسعه کاملاً تعارض دارد. این باور که در فضای توسعه باید فرهنگ حاکم باشد، نوعی مبانی معرفت‌شناسی دارد. ما در ایران برای رواج این دیدگاه نیاز به گفتمان‌سازی بسیاری داریم. باز هم تأکید می‌کنم که نمی‌توان گفت بدنه‌ی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی ما آمریکایی است و نمی‌تواند الگوی اسلامی ـ ایرانی را تدوین کند.

پوزیویست‌ها معتقدند که توسعه علم است و یک الگوی عام و جهان‌شمول برای آن وجود دارد. حال آنکه توسعه Y نیست که با تغییرات چند X تغییریابد.

طراحان اصلی تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت چه کسانی هستند؟

دکتر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی، بنده را لایق دانستند و گفتند«ما برای این منظور و با در نظر گرفتن شاخص‌های شایسته‌گزینی، همکار قدیمی خودمان را در مرکز تحقیقات دعوت کردیم تا این وظیفه را بر عهده بگیرند.» آقای نوبخت بر انجام وظایف قانونی سر موعد و به صورت دقیق و درست و با کمترین نقص تأکید دارند و معتقدند تا جای ممکن همه باید نظر خود را اعلام نمایند.

به این ترتیب، بنده به این وظیفه مأمور شدم. در این سازمان در مدتی که این دفتر شکل گرفت، یک ظرفیت کارشناسی تجهیز شد و همه‌ی کسانی که در این سازمان و در سازمان‌های تابعه چنین دغدغه، مهارت و تخصصی داشتند، با جان و دل در این دفتر جمع شدند.

من همکاران ‌شایسته‌ای دارم و به بسیاری از آن‌ها افتخار می‌کنم. اگر موقعیت، فرصت و فضای فعالیت دلگرم‌کننده‌ای در اختیار این گروه باشد، اقدامات شایسته‌ای انجام خواهند داد.

با توجه حضور پررنگ دکتر نوبخت آیا روح حاکم بر تفکر الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت نهادگرایی است؟ من سوالم را به این دلیل می‌پرسم که آقای نوبخت یک نهادگراست.

رشته‌ی تحصیلی بنده جامعه‌شناسی است و نهادگرایی پیونددهنده‌ی اقتصاد و جامعه‌شناسی است. در فرهنگ‌شناسی، انسان‌شناسی،روان‌شناسی و جامعه‌شناسی جدید تأکید بر این نکته است که ذهن، نیات، دغدغه‌ها و ارزش‌های انسان‌ها باید مورد ملاحظه قرار بگیرد. بر طبق این دیدگاه، اگر بخواهیم در جامعه‌ای مداخلات اقتصادی انجام دهیم، باید به نهادهایی توجه داشته باشیم که در آن جامعه ساختارها و زمینه‌هایی را ایجاد کرده‌اند.

“من همکاران ‌شایسته‌ای دارم و به بسیاری از آن‌ها افتخار می‌کنم. اگر موقعیت، فرصت و فضای فعالیت دلگرم‌کننده‌ای در اختیار این گروه باشد، اقدامات شایسته‌ای انجام خواهند داد. “

بنابراین، این‌گونه نیست که اقتصاد در خلأ مانند کنشگر منفعلی باشد که هیچ کنش و انتخابی نداشته باشد و ما بتوانیم بر آن اثرگذار باشیم.

به عنوان مثال، برای بررسی تورم، باید سیاست‌های پولی و مالی خاصی را در جامعه‌ای وضع کنیم که مردم آن اعتقادات، کنش‌ها، تصمیمات و اراده‌ی مخصوصی دارند؛ در غیر این صورت، نمی‌توانیم متناسب با جامعه برنامه‌هایی را وضع کنیم و مداخلات را انجام دهیم.

دقیقاً در این نقطه، اقتصاد با رویکرد نهادگرایی و تخصص‌هایی مثل جامعه‌شناسی، فرهنگ، انسان‌شناسی و روان‌شناسی پیوند می‌خورد. در آنجا رویکردهای جدیدی وجود دارد که از نگرش‌های پوزیتیویستی سابق فاصله گرفته است.

آیا از مفاهیم اقتصاد بازار آزاد و مکاتب دیگر هم الگو گرفته اید؟

از نظام بازار آزاد فاصله گرفتیم. نظام سرمایه داری در این الگو نقش و جایگاهی ندارد.

همان طور که میدانید، طیف‌های اقتصادی مختلفی در دولت وجود دارند، مانند آقای نوبخت به عنوان نماینده‌ی تفکری مستقل در نهادگرایی و آقای دکتر نیلی که نئولیبرال هستند. سؤال اینجاست که دولت، شما و بدنه‌ی کارشناسی تدوین الگو چگونه به همگرایی دست خواهید یافت؟

به هر حال، رویکردهای گوناگون اقتصادی طیفی را تشکیل می‌دهند و هر یک در نقطه‌ای از آن قرار می‌گیرند. مثلاً نهادگرایی در یک سر طیف و اقتصاد لیبرالی در سر دیگر قرار می‌گیرند. بنابراین، افراد مختلف در نقاطی از طیف هستند که مرزبندی دقیقی بین آن‌ها نیست. بنابراین، ممکن است درون اتاق فکر نهادگرایان اختلاف جدی دربگیرد؛ چون درجات مختلفی از آن وجود دارد. همین اتفاق در اتاق فکر لیبرالیسم هم امکان وقوع دارد.

من فکر می‌کنم باید در کشور درباره‌ی این گفتمان طرح مسئله شود و بحث و گفت‌وگوها دربگیرد تا به اجماع برسیم. به هر حال، خرد جمعی و جریان علمی دنیا بر سر این انگاره به اجماع رسیده و قابلیت‌های آن مشخص شده است؛ پس باید از این مرحله عبور کنیم. در غیر این صورت، انرژی‌های ما به هدر خواهد رفت.

به نظر می‌رسد این نکته مورد توافق همگان باشد که باید الگوی فرهنگی و بومی مخصوص به خودمان را طراحی کنیم. این امر الزام نظام و مورد تأکید رهبری است؛ همان طور که نامه‌ی مقام معظم رهبری در مورد اقتصاد مقاومتی به عنوان الگوی بومی و اسلامی اقتصادی پیشرفت کشور مطرح می‌شود.

آیا در طراحی الگوی ایرانی ـ اسلامی،در حوزه‌ی اقتصاد مقاومتی این کار را انجام دادید؟

در ابتدای کار هنگام تدوین لایحه‌ی الگو کمی نگرانی داشتیم که خوشبختانه با ابلاغ این سیاست‌ها رفع شد. این سیاست‌ها دلگرمی فراوانی به ما داد و بسیاری از بندهایی که ما در لایحه‌ی الگو در نظر گرفته بودیم، با وجود آن‌ها قوت پیدا کرد. بنابراین، این دو از نظر رویکرد با یکدیگر بسیار هماهنگ بودند.

الگویی که مشغول طراحی آن هستید، مورد تأیید علما قرار گرفته یا خواهد گرفت؟

از الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت دو انتظار وجود دارد. اولی طبق قانون برنامه‌ی پنجم، مبانی برنامه‌ی ششم و برنامه‌های بعدی است. پس این یک سند فرادست برنامه و از جنس سیاست‌های کلی است که برنامه از آن الهام می‌گیرد. طبق قانون ما مکلف به تهیه‌ی چنین برنامه‌ای بودیم و آن را تهیه کردیم.

انتظار دیگر از الگو این است که درباره‌ی توسعه‌ی تمام بخش‌ها با جزئیات از جمله صنعت‌، کشاورزی، خدمات، بورس، بانک و غیره دقیقاً توضیح دهد. این کار به خود برنامه‌های توسعه موکول می‌شود و مطابق آن، تمام جزئیات مشخص خواهند شد. باید این اطمینان حاصل شود که چگونه آن چارچوب در اینجا تحقق پیدا خواهد کرد.

پس تأکید کنم که الگو با مدل فرق می‌کند؛ به این نحو که الگو به صورت پیشینی و مدل به صورت پسینی تعریف می‌شود. در طراحی مدل به آنچه تاکنون در تجربه اتفاق افتاده توجه می‌شود و روابط بین متغیرها و پدیده‌ها نمایه‌سازی و مدل‌سازی می‌شود.

“ما نظر همه‌ی کسانی را که دلسوزانه، علاقه‌مندانه، متعهدانه علاقه‌مند به پیشرفت کشور هستند، پذیرا هستیم. اساساً بخشی از کار ما گفتمان‌سازی و طرح این مسئله است و می‌خواهیم فضای گفتمانی زنده باشد.”

مثلاً این نکته اهمیت می‌یابد که در مالزی در حوزه‌ی اقتصاد، فرهنگ، آموزش، صنعت لوکوموتیو، حمل و نقل، آبیاری، پست، مخابرات و تلفن چه اقداماتی صورت گرفته و چه اثراتی داشته است.در مرحله‌ی بعد این روابط را نمایه‌سازی می‌کنیم و مدل توسعه‌ی مالزی را معرفی می‌نماییم. پس این مدل پسینی است.

اما الگو پیشینی است و مانند سرمشق برای حرکت آینده است. با این کار قصد داریم آینده را بسازیم و مسیر پیشرفت کشور را ریل‌گذاری کنیم. پس الگو از جنس هدف‌گذاری، جهت‌گیری و سیاست‌های کلان است که می‌گوید چه آرمانی را باید دنبال کرد.

اگر این اهداف و جهت‌گیری‌ها را دنبال کنیم، می‌توانیم پیشرفت را به چنگ آوریم. معمولاً همه انتظار جزئیات بسیار دقیق را در الگو دارند؛ غافل از اینکه این‌ها پیامدهایی هستندکه با دنبال کردن این هدف‌گذاری، انتظار داریم محقق شود.

ما ابتدا در داخل گروه با همکاران به اجماع رسیدیم، بحث وگفت‌وگو کردیم و ویرایش‌های مختلفی از این سند را تهیه نمودیم. سپس کمیته‌ی تخصصی تدوین الگو در داخل معاونت تشکیل شد و چون قرار بود این الگو با امضای معاونت به دولت و مجلس برود،کل معاونت هم باید در این خصوص به اتفاق نظر می‌رسیدند. آن‌ها را متقاعد کردیم و آن‌ها هم نظر دادند. به هر حال باید مشارکت در مسائل جمعی صورت می‌گرفت تا بتوانیم این کار را تعریف کنیم.

پس از این مرحله در فرصت محدودی که در اختیار داشتیم، با مراجع و مراکز علمی، فکری، دانشگاهی و حوزوی مکاتبه کردیم؛ پیش‌نویس را ارسال نمودیم و در جلسه‌ای قبل از عید دوستان و افراد دغدغه‌مند و علاقه‌مند را دعوت کردیم تا نظرات خود را به مرکز الگو و آقای واعظ‌زاده ارائه دهند. در واقع، در این مرکز تمام تفکرات راجع به الگوی اسلامی ـ ایرانی، هماهنگی، هدایت و پشتیبانی می‌شود.

ما به قوه‌ی قضاییه، مجلس، مرکز الگو و نهادهای دیگر نامه فرستادیم. حتی پرسشنامه‌ای تهیه کردیم؛ تمام بندهای این لایحه را در یک ستون نوشتیم و در ستون دوم و سوم جای اشکالات و پیشنهادات را خالی گذاشتیم. این نامه را به دانشگاه‌های بزرگ مانند دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه مفید، جامعه‌المصطفی(ص) العالمیه، مؤسسه‌ی آموزشی امام خمینی (ره)، دانشگاه عالی دفاع ملی و دانشگاه امام حسین(ع) ارسال کردیم تا اساتید و علما جلسه بگذارند و نظرات را جمع‌آوری نمایند. پس از این کار، به کمیسیون فرهنگی دولت و دستگاه‌ها فرستاده شد تا نظر بدهند و این سند تا جای ممکن غنی و کامل شود و اشکالات آن از بین برود.

این سند را به دفتر کدام یک از علما و مراجع ارسال کردید؟

آیت‌الله مهدوی‌کنی، حاج‌آقا اعرافی (جامعه‌المصطفی)، آقای دکتر واعظ‌زاده و همکارانشان، دانشگاه مفید و آیت‌الله موسوی اردبیلی. همچنین آن را به دانشگاه‌های مرجع دیگر مانند دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه تهران و دانشگاه گیلان و … فرستادیم.

منظورم این است که آیا اسلامی بودن آن به تأیید علما هم رسیده است؟

به هر حال، ما درخواست کردیم و برخی از متفکران حوزوی به فراخوان ما پاسخ دادند و برخی نیز از ابتدا در تولید و تدوین آن مشارکت داشتند.

یعنی قصد دارید نظر علمای شاخص کشور را در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت بگیرید؟

بله. ما نظر همه‌ی کسانی را که دلسوزانه، علاقه‌مندانه، متعهدانه علاقه‌مند به پیشرفت کشور هستند، پذیرا هستیم. اساساً بخشی از کار ما گفتمان‌سازی و طرح این مسئله است و می‌خواهیم فضای گفتمانی زنده باشد. این فضا مؤثر است. چرا که ما را در نیل به اجماعی که به شدت بدان نیازمندیم نزدیک می نماید. پس ما یکی از مأموریت‌های خودمان را این نکته می‌دانیم که با دانشگاه‌های مختلف صحبت کنیم تا ما را متوجه ایرادات این کار بکنند.

زمان لازم برای انجام این کار را در اختیار دارید؟

ما اسفندماه 92 موظف بودیم برنامه‌ریزی این کار را انجام دهیم و سر موعد پیش‌نویس را تقدیم دولت کردیم. دولت هم در کمیسیون فرهنگی مشغول جمع‌آوری نظرات است.

برنامه‌ی ششم باید مطابق با الگوی اسلامی ـ ایرانی طراحی شود و اگرچارچوب برنامه‌ی ششم ناقص است و کافی نیست، برای رفع آن نظرات را جمع‌آوری می‌کنیم.

حتی اگر لایحه‌ی الگوی اسلامی ـ ایرانی تبدیل به قانون نشود، این ظرفیت کارشناسی وجود دارد و می‌داند که چه نکاتی را باید در برنامه‌ی ششم در نظر بگیرد که مطابق با اهداف و آرمان‌های الگو باشد.

آیا الگو را شاخص‌بندی کرده‌اید و در سند چشم‌انداز، مدت زمانی را برای رسیدن به آن تعیین نموده‌اید؟

به بیان صریح مقام معظم رهبری، الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت حتی از چشم‌انداز فراتر است و چشم‌اندازهای 20 ساله هم باید معطوف به آن هدف‌گذاری شود. پس این سند به صورت کمّی نمی‌گوید که رشد اقتصادی به این میزان باشد؛ ولی می‌گوید که اگر خانواده تباه شود و منجر به افزایش فساد در جامعه شود، پیشرفت محسوب نمی‌شود.

اعداد و ارقام نمی‌دهد؟

این جهت‌گیری‌های کلی، شاخص‌پذیر هستند. ما برای پایش این امر که در کشور چقدر برای تحقق این مهم قدم برداشتیم، مشغول تدوین شاخص‌های نظارت بر تحقق الگو هستیم.

چه کسی باید بر آن نظارت کند؟

معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی. وقتی برنامه‌ی پنج‌ساله می‌نویسد، باید نظارت کند و ببینید آیا موفق می‌شود یا خیر. این برنامه‌ی پنج‌ساله مبتنی بر الگو و متأثر از آن است. به عنوان مثال، کاهش نرخ طلاق در کشور یکی از برنامه‌هاست و دولت باید نهادهای متولی امر را بسیج کند تا برای کاهش نرخ طلاق و تحکیم بنیان خانواده جهت‌گیری اساسی نمایند.

“زندگی واقعی مردم ترکیه با آنچه تلویزیون این کشور نشان می‌دهد، بسیار متفاوت است؛ حجاب، مسجد، نماز و روابط خانوادگی به قوت خود باقی است و تلاش احزاب لائیک برای مدرن کردن و غربی کردن ترکیه قرین توفیق نبود”

در الگو عدد ذکر شده که در این سال به این میزان کاهش یابد؟

خیر ولی شاخص‌ها را تدوین می‌کند و با پایش نرخ طلاق، فساد اداری، حجم منازعات و درگیری‌ها در جامعه، پرونده‌های مفتوح در قوه‌ی قضاییه، ارتشاء، سرقت وکلاهبرداری می‌توان رصد کرد که در کشور چقدر به سمت تحقق اهداف الگو حرکت می‌کنیم.

بنابراین، با توجه به جهت‌گیری‌ها و اهداف کلی، دقیقاً می‌توانیم بگوییم که در کشور چه اموری را باید رصد و پایش کنیم. سپس بر اساس گزارشی که به دست می‌آید، می‌توان نتیجه گرفت که نسبت به سال قبل، در تحقق شاخص‌های الگو موفق‌تر بودیم یا خیر.

آقای دکتر چند درصد از منویات رهبری در این الگو مدنظر قرار گرفته و از دفتر ایشان در موضوعات مختلف استعلام شده است؟

صد درصد. ما تمام بیانات رهبری در خصوص پیشرفت و جامعه‌ی مطلوب را مطالعه کردیم و به عنوان سند بالادستی تدوین الگو مورد توجه قراردادیم و بر مبنای آن حرکت کردیم. اساساً الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با دستور و ابلاغ و تأکید ایشان در ابلاغیه‌ی برنامه‌ی پنجم آغاز شد و ادامه یافت. پس معاونت بر اساس این ضرورت که در بالاترین سطح کشور مطرح شد، این وظیفه را دنبال کرده است.

ما هنگامی که به اینجا آمدیم، دیدیم همکاران دفتر دغدغه و دلسوزی فراوانی دارند ولی حمایت بالادستی در دولت از آن‌ها نشده است.

منظور شما آقای دکتر زریباف است؟

خیر. مدیران بالاتر باید حمایت کافی می‌کردند و جایگاه درخور را به آن‌ها می‌دادند و از آن‌ها می‌خواستند که اظهارنظر کنند. مثلاً آقای نوبخت که اکنون حامی الگو است، نقطه‌ی قوت امور محسوب می‌شود.

یعنی از شما حمایت می‌کند؟

بله. من با تأکید و انتخاب ایشان در معاونت برنامه‌ریزی این وظیفه را دنبال می‌کنم.

چرا اقتصاددانان وارد این کار نشدند؟ آیا دلیل خاصی داشت که معاون رئیس جمهور به یک اقتصاددان اعتماد نکرد و یک جامعه‌شناس را بر سر کارگذاشت؟

ما در مرکز تحقیقات استراتژی همکار بودیم و ایشان مطالعات، پروژه‌ها و فعالیت‌های ما را دید. ما با جمع کثیری از اقتصاددان و اساتید اقتصاد و حوزه‌ی جامعه‌شناسی ارتباط داریم. در واقع به نوعی، علایق بین‌رشته‌ای در ما شکل گرفته است.

این دغدغه اتفاقاً دغدغه‌ای فرهنگی و اجتماعی است. یعنی ما فرهنگی داریم که از آن تنفس می‌کنیم و محتوای زندگی ما را تشکیل می‌دهد؛ ارزش‌ها، آرمان‌ها، هنجارها و هویتی دارد که به ما معنا می‌دهد و به ما می‌گوید چه کسی هستیم و چه رسالتی داریم. به عبارتی، به ما جهان‌بینی می‌دهد و هستی‌شناسی ما را می‌سازد. این نگاه فرهنگی و اجتماعی است. از این حیث، شاید ما به عنوان دستیار پژوهش و دستیار مطالعاتی بتوانیم از ظرفیت فرهنگی و اجتماعی موجود در تدوین این الگواستفاده کنیم.

از تجربیات سایر کشورهای اسلامی مانند مالزی در تدوین الگو استفاده کردید؟

بله. بخشی از مطالعات ما مربوط به تجربه‌‌ی کشورهای اسلامی است. مثلاً عبرت از روش آتا‌تورک در ساختن ترکیه‌ی نوین گرفته تا حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در ترکیه یک از آنها است، مسئولان ترکیه به این نتیجه رسیدند که نمی‌توان فرهنگ و ارزش‌های مردم ترکیه را تغییر داد؛ چرا که با همه‌ی تلاش لائیسیته در ترکیه این اتفاق رخ نداد.

این نکته‌ی مشهوری است که می‌گویند زندگی واقعی مردم ترکیه با آنچه تلویزیون این کشور نشان می‌دهد، بسیار متفاوت است؛ حجاب، مسجد، نماز و روابط خانوادگی به قوت خود باقی است. تلاش احزاب لائیک برای مدرن کردن و غربی کردن ترکیه قرین توفیق نبود؛ تا جایی که وقتی مردم به حزبی که ندای عدالت و توسعه را با روحیه‌ی اسلام‌گرایی می‌دهد رأی می‌دهند اما بعد از مدتی انتقاد می‌کنند که بیشتر شعار داده و مطالبات اسلامی آن‌ها را برآورده نکرده است.

یعنی اسلام‌گرایی تندتری در جامعه وجود دارد که انتقاد می‌کند چرا این حزب به صورت پراگماتیستی از ظرفیت جامعه سوءاستفاده کرده و رأی آورده است. به هر ترتیب، می‌خواهم بگویم که در اینجا هم چنین زمینه‌ای وجود دارد .

البته ما که نمی‌خواهیم مانند ترکیه بشویم؟

خیر. منظورم این است که مطالعه داشتیم و فهمیدیم کپی‌برداری مدل توسعه موفق نخواهد شد؛ بلکه برای سعادت مردم این سرزمین باید بر مبنای فرهنگ و ارزش‌هایشان حرکت کرد. این نکته را هم به شما بگویم ما پس از اجرای الگو نمی‌خواهیم ترکیه شویم. ما می‌خواهیم کشوری اسلامی و قدرتمند در حوزه اقتصاد شویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *