اقتصاد پلاسکویی
*حسین آیتی
✏️پلاسکو را اگر یک سیستم در نظر بگیریم چهار مشخصه کلی برای آن قابل تصور است.
📍نخست اینکه در گذشته بر اساس استانداردهای زمان خود شکل گرفته و بنیان نهاده شد؛ بنابراین در زمان به وجود آمدن ساختاری مدرن داشت .
📍مشخصه دوم این است که مالکیت آن از بخش خصوصی سلب و به نهادهای شبهدولتی منتقل شد. این امر کارآیی کل سیستم به صورت عمومی را دچار کاهشی محسوس کرد.
📍سوم بهرهمندی از رانت استقرار در منطقه استراتژیک تجاری شرایطی را فراهم ساخته بود که بهرهمندان بهدلیل ترس از دست دادن منافع هنگفت موجود حاضر به پذیرش هیچگونه اصلاح و هزینه در کوتاهمدت نبودند.
📍ویژگی آخر ، انباشت فشار بیش از حد به ساختمانی بود که ظرفیت این فشار را نداشت و برای این وضعیت ساخته نشده بود.
✏️حالا اگر شباهتهای بین اقتصاد کشور و ساختار پلاسکو را در کنار هم قرار دهیم به مفهومی به نام «اقتصاد پلاسکویی» خواهیم رسید که در صورت عدم اصلاح ساختار به سرنوشت پلاسکو نیز دچار خواهد شد.
📍اقتصاد ایران در دهه 1340 اقتصادی در حال رشد و نسبت به اقتصادهای نفتی منطقه از وضعیت مطلوبتری برخوردار بود. رشد اقتصادی مداوم و تورم ناچیز وجوه بیبدیل آن زمان اقتصاد ایران بود.
📍برخورداری از منابع طبیعی و به ویژه درآمدهای نفتی موجب شد اقتصاد کشور بهویژه سیاستمداران اقتصادی نسبت به هرگونه تغییر و اصلاح جدی در ساختار اقتصادی کشور بیمیل باشند.
📍عدم توجه به توصیههای اقتصادی کارشناسان و خبرگان اقتصادی داخلی و خارجی از دیگر خصیصههای اصلی اقتصادی حال حاضر ایران است.
📍اقتصاد ایران با تکیه بر درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی و نفت خام و واردات، ساختاری پیچیده یافته و در تعادلی بسیار شکننده و ناکارآمد قرار گرفته است. اگر آتشی کوچک برافراشته شود به کل اقتصاد آسیب میزند. آتشی که میتواند از صندوقهای بازنشستگی، بانکها، بیمهها و… آغاز شود. آیا میتوان از این تعادل پلاسکووار پیش از هر رویداد ناگواری نجات یافت؟